دلتنگی...برای هزاران خاطره

نمیدونم چندوقت گذشته ازون روزا؟؟

خیلی وقته ننوشتم.. خیلیییییییییی وقته دیگه نمیتونستم بنویسم

گاهی از فکر کردن به همه چیز فرار میکنم. یادآوری گذشته.. فک کردن به شرایط فعلیم و غصه ی آینده ی نامعلوم.....

دیوانه م میکنه.

یه جا خوندم نوشته بود.. هرکه رفت سفر من شدم خراب وداع :((((

اره واقعا حکایت من همینه. آهای آدمایی که دیگه تو زندگیم نیستین حالا به هر دلیل ؛ مرگ یا جدایی..

خواستم از همین تریبون اعلام کنم خوب کردین که تنهام گذاشتین..

از من چیزی جز رنج و غصه نصیبتون نمیشد.. جز اشک شاید چیزی تو صورتم نمیدیدین

اما انصافا هرچی از مهربونی بلد بودم بهتون بخشیدم. اگه بگین ( نه ) بی انصافی کردین

بغض دارم امشب.. خدایا چه روزایی رفتتتتتتت.. چه جوونی از من رفتتتتتتتتتتت

و خلاصه به قول استاد شهریار :

از زندگانی ام، گله دارد جوانی ام / شرمنده ی جوانی، ازین زندگانی ام.. :((((

/ 6 نظر / 309 بازدید
deltangkiara

niham من متولد 78 هستم خوش حال ازشناییت

ashkogham

ایولا ابجی واقعا زیبا نوشتید .. دلتون شاد.. حرفاتون قابل درکه برام ♥

niham

@ashkogham ممنووووون. البته که زیبایی تو نگاهتونه